X
تبلیغات
من

                           زیباساز


سال نو مبارک
 
       

امیدوارم سال خیلی خیلی خوبی برامون باشه        

                             



تاريخ : یکشنبه سوم فروردین 1393 | 15:2 | نویسنده : من |
خداحافظ نوجوانی....

خداحافظ سن حک شده در کف دست راست!!!

خداحافظ سن کنکوری!

خداحافظ 18 سالگی...


سلام جوانی....

سلام سنی که امیدوارم نیمه ی دومت دانشجوی رشته ی مورد علاقه ام شوم....

سلام 19 سالگی....

                         تولدم مبارک!


پ ن 1.دوستای خوبم به خاطر نظرای قشنگتون برا پست قبلی یه دنیا ممنونمقلب

ببخشید که مجبورم بعضیاشو بعد از کنکور جواب بدم

آخه یه دلیلی داره که بعد کنکور میگم....خجالت

پ ن 2.مهسا جوووووووووووووونم مرسی خیلی غافلگیر شدمبغل




تاريخ : جمعه بیست و سوم اسفند 1392 | 12:23 | نویسنده : من |

حدیث 1 و 2 قبلا به گوشم خورده بود و همیشه به خاطر آوردنشون  بهم انرژی مثبت و حس خوبی میداد و تصمیم گرفتم بعد از پیدا کردنشون از تو اینترنت بذارمشون توی وبلاگ که اتفاقی احادیث بعدیشونو هم دیدم و کپی کردم اینجا که هر کس میاد وبلاگم استفاده کنه چون به نظرم خیلییییی مفیدن. راستی برای هر حدیث آدرس اینترنتی سایتی که حدیثو ازش گرفتم گذاشتم(برای هر حدیث کلیک کنید رو منبع)

1.بر اساس روایت امیرمؤمنان(علیه السلام) کسانی که در راه علم آموزی گام

بردارند خداوند راه بهشت را به روی آنان می گشاید و ملائکه نیز بال و پر خود

را برای آنان فرش می کنند و تمام موجودات هستی برای آنان استغفار می کنند.منبع



2.رسول خدا (صلی الله علیه و آله):

کسی که بر اثر خستگی از کار و تلاش به خواب رود، آمرزیده شود.منبع

احادیث بعدی منبعشون یکسانه

3.پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)

(خدایا) نعمت سرزندگی و کوشایی را به ما ارزانی دار و از سستی، تنبلی، ناتوانی، بهانه آوری، زیان، دل مردگی و ملال، محفوظمان دار


4.امام علی (علیه السلام):

اندازه هر کس به اندازه همت او است


5.امام علی (علیه السلام)
آفت موفقیت تنبلی است.


6.امام علی (علیه السلام)
کسی که پیوسته تنبلی کند، در رسیدن به آرزویش ناکام ماند.

7.امام صادق (علیه السلام)
از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز، زیرا که این دو خصلت تو را از بهره دنیا و آخرت باز می دارند.




تاريخ : پنجشنبه پنجم دی 1392 | 19:30 | نویسنده : من |
دنیای عجیبیه......

نمیشه فهمید تا کی و تا چه اندازه میشه روی محبت آدما حساب کرد... مگه نه؟؟؟

تو دلم پر از حرف بود ولی الان دستم نمی ره به نوشتن...

بی خیال....
                        



تاريخ : دوشنبه دوم دی 1392 | 0:16 | نویسنده : من |

شهادت امام حسین (ع) و یارانشان را

تسیلت عرض می کنم

 



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 | 14:51 | نویسنده : من |
سه شنبه ی هقته ی پیش یعنی 7 آبان شماره ی 7 استقلال از میادین فوتبال خداحافظی کرد...

البته صحبت از برگزاری بازی خداحافظی هست ولی نمی دونم قطعیه یا نه!

حالا به بهانه ی این اتفاق میخوام چند خطی برای ستاره استقلال بنویسم

فرهاد مجیدی عزیز

ازت ممنونم به خاطر تمام بازی های قشنگت و خیلی خیلی ممنون به خاطر عشق و تعصبی که نسبت به استقلال داشتی و داری...

با اینکه دوست ندارم باور کنم قضیه خداحافظی جدی باشه و مطمئنم هنوز میتونی بهتر از خیلی ها بازی کنی ولی هر تصمیمی که بگیری قابل احترامه و برات آرزوی موفقیت دارم.

دلم برای بازیت توی مستطیل سبز خیلی تنگ میشه و بی صبرانه منتظر حضور دوباره ت در استقلال هستم.

امیدوارم همیشه در کنار خونوادت شاد و سلامت باشی

                

                                    



تاريخ : شنبه یازدهم آبان 1392 | 16:57 | نویسنده : من |
بعد از ۱۲ سال مدرسه رفتن امسال تو خونه ام!

ولی میدونم باید امسال از سال هایی که مدرسه میرفتم پرتلاش تر باشم!

راستی پاییزتون پیروووووووووووووووووووز

             

پی نوشت:آی کیف میده اول مهر تا ظهر بخوابی!!!



تاريخ : سه شنبه دوم مهر 1392 | 21:35 | نویسنده : من |
دو روز پیش یعنی چهارشنبه یه اتفاق مهم برای من افتاد!اتفاقی که باید ثبتش کنم!حالا میگم چی!

برای نماز صبح که بیدار شدم جهت مقابله با خواب زیاد تصمیم گرفتم خودمو بیدار نگه دارم حتی شده به زووووووووووور!!

داشتم فکر میکردم یه برنامه بریزم که حداقل دو روز آخر هفته رو درست حسابی بخونم که یادم اومد چهارشنبه هستش و منم خیلی وقته که میخوام برم مدرسه و کارنامه ومدارک لازمو بگیرم!

تصمیم گرفتم بعد مدرسه هم برم کتابایی که لازم دارم بگیرم!

حدودای ساعت 9 بود که راه افتادم!این روزا مشهد خیلی شلوغه برا همین وقتی رسیدم ایستگاه اتوبوس دیدم اتوبوس جا نداره!!!و اتوبوس بعدی هم به محض باز کردن درش پر شد!ولی خدا رو شکر تونستم سوار بشم!

وقتی نزدیک مدرسه شدم حس خاصی داشتم!دلو زدم به دریا و رفتم داخل مدرسه!و پرونده به دست خارج شدم!

پرونده یه چیز مهمو در برداره و اون چیزی نیست جز مدرک دیپلمم !!

البته موقت!اصلش اسفند میاد!مدرک گرفتن حس باحالی داره!حس فارغ التحصیلی!!یکی منو از جو خارج کنه!!!

بعد از مدرسه رفتم کتاب فروشی!و سه تا کتاب گرفتم که شد 59000 تومان!!!!!!

به خاطر محل کتاب فروشی دیگه نتونستم سوار اتوبوس بشم!

کتابا هم که فوق العاده سنگییییییییییییین! وهوا بسی گرررررررررررررررررررررررم!

حس میکردم تا زانو تو زمین فرو رفتم!دلم میخواست نیروی جاذبه رو خفه کنم!کاملا حس کتلت شدن داشتم!

یه کتلت دیپلمه!!

پ ن 1:بعد از ظهر همون روز انگشتم رفت لای در!! بلافاصله باد کرد برای همین فکر کردم شکسته! ولی بعد از چند ساعت خوب شد!فقط میخواست ما رو بترسونه و گل گاو زبون واجب کنه!

کتابای جدیدمم دو بار انگشتامو بریدن!!

پ ن 2:امروزم دوباره کتلت شدم آخه باید اتاق و قفسه کتابامو مرتب میکردم!وقتی تموم شد حس میکردم دارم تو افق محو میشم!

پ ن 3:پیش به سوی مدارک بالاتر!

                 



تاريخ : جمعه بیست و نهم شهریور 1392 | 22:31 | نویسنده : من |
الان خیلی وقته میخوام درس بخونم....ولی لاک پشتی ام هنوز....

اعصاب همه وخودمو بهم ریختم....

خستگی مفرطم خیلی تو این قضیه دخیله...

با اینکه خوابم کافی و اغلب زیاده ولی ساعتای بیداری سرحال نیستم!!

نمی دونم دلیل اصلیش چیه...

روحیه؟! جسمیه؟! یا هر دوشه؟!

یه چند روزی خودمو بستم به انواع قرص!!!

ولی فایده نداشت!

              

حتی با دیدن اسباب بازی های برادر زاده م هم خواب از سرم نپرید!!!

              

تلویزیون دیدن زیاد هم مزاحم درس خوندنمه!

خدایا کمکم کن عادت های بدمو بذارم کنار....



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392 | 17:51 | نویسنده : من |

              پیشاپیش ولادت امام رضا (ع)

  مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک


دیشب این عکس هارو گرفتم.ببینین حرم این شبا چقدر خوشگل تر شده.امیدوارم هرکدومتون که دوست دارین بیاین خدا قسمتتون کنه.

              


              


              


              


              

اینم یه عکس از آینه کاری فوق العاده ی حرم

              

توی حرم همیشه چشمای تر زیادی میبینی ولی این جای حرم تقربیا چشمای همه تر میشه...

حس و حالی که اینجا وجود داره قابل توصیف نیست....

              

التماس دعا




تاريخ : شنبه بیست و سوم شهریور 1392 | 23:36 | نویسنده : من |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.